۱۳۸۷ اسفند ۲۷, سه‌شنبه

صد سال تنهایی

انگار همه چیز داره تموم می شه یکباره
قراره نفهمم داره سال نو می شه
دیگه توی اون باتلاق پر از گل و لجن زندگی نمی کنم
اما قلبم تاپ تاپ می کنه
این یک سال اندازه صد سال برام طول کشید
دوست دارم بخوابم و همش رویا ببینم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر